آقا

این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته / هیئت بیت الشهدا

شب عاشورا / آقا دیگه بیا الغوث و الامان

۶۵۴ بازديد

شب عاشورا

 

آقا دیگه بیا الغوث و الامان

فدای گریه هات یا صاحب الزمان

دلم گرفته ماتم خیمه ها

بیا که سینمون شده کربلا

ای وای ای وای

دل رئوف تو تحت فشار و

زخم دل حسین مرهم نداره و

تو گریه میکنی برای حرم

فدای گریه هات پدر مادرم

ای وای

آقا به ما بگو کجایی امشب و

فقط تو میشنوی صدای زینب و

صدای گریه ی همه تشنه ها

صدای پای عمع تو خیمه ها

ای وای ای وای

آقا اگه بدم برای آبروت

دست رو سرم بکش بخاطر عمو

بخاطر امیر صاحب الم

منو ببر برا دفاع از حرم

ای وای ای وای

گرفته خون شه برادر حسین

بال و پر حسین دلاور حسین

غریبی حسین و امشب ببین

امون میدن به شیر ام البنین

ای وای

دلش گرفته که بهش امون میدن

فرشته ها دارن تو خیمه جون میدن

میگن دیگه نباش کنار حسین

بری کنار تمو کار حسین

ای وای

میگن تو اون طرف همیشه سر بزیر

تو این همه سپاه بیا بشو امیر

تو خیمه ی شما که قحطه آبه

ولی ماها اسبامونم سیرابه

ای وای

غضب تو چشمای برادر حسین

می گه که زندگیم فدا سر حسین

من اومدم براش بمیرم فردا

دامن زهرا رو بگیرم فردا

ای وای

قیامتی شده کنار علقمه

فاطمه اومده برید کنار همه

الهی عباست بمیره مادر

نیزه به پهلوهات نگیره مادر

ای وای

شرمندم و از شه خونی شده اشکم

مادر حلالم کن که پاره شد مشکم

کشته منو خجالت از شیر خواره

فکر طناب و خواهر آواره

ای وای

حالا که اومدی مادر قد کمون

حسین داره میاد یکم دیگه بمون

باید ببینه من سرم رو پاته

بازم یکی از پسرات همراته

ای وای

یه جمله روضه شد روضه ی مو به مو

دست رو شونم بزار یه یا علی بگو

رو گونه جای دسته اون بی دین بود

بشکنه دستش چقدر سنگین بود

ای وای

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)

۱,۳۷۷ بازديد
روزی که نام عشق بازان را نوشتند
این قوم را مجنون ، تو را لیلا نوشتند
آنگاه مُلکِ عاشقی تقسیم کردند
این سرزمین را مالِ تو آقا نوشتند
زهرا به هر سویی ، سفیری را فرستاد
نام تو را صد شکر سهم ما نوشتند
ایران چه کم دارد ؟ دیار اهل بیت است
یک سو علی ، یک سوی آن زهرا نوشتند
این سرزمین را از همان اول خریدند
مدیون خانوادة موسی نوشتند
با حُبِّ تو هر شیعه ای « اثنی عشر » شد
یعنی کنار نامتان « الا » نوشتند
از بعد آنکه ضامن آهو شدی تو
عشاق را آوارة صحرا نوشتند
تو سفره دار عالمی مشکل گشایی
آقای ما سلطان علی موسی الرضایی
اشکی چکید و باب صحبت با تو وا شد
ناگاه دیدم صحن تو عرشِ خدا شد
آنقدر وا کردی گره از کار مردم
تا پنجره فولاد تو دارالشفا شد
اصلاً نمی دانم زِ کِیْ بُردی دلم را
اصلاً چگونه این دلم جای شما شد
یک نیمه شب افتاد راهم در حریمت
دیگر نمی دانم که با حالم چه ها شد
من اولین باری که بوسیدم ضریحت
از داغی آن بوسه قلبم مبتلا شد
پای ضریحت عاشقی با گریه می گفت
در این حرم امضا برات کربلا شد
غیر از تو من با هیچ کس کاری ندارم
اصلاً بدون تو خریداری ندارم

غبار روبی مضجع شریف امام رضا علیه سلام توسط مقام معظم رهبری

۶۱۰ بازديد

https://telegram.me/hajmansourarzi/4005